مرز بین محبت و دخالت خانوادهها
گاهی وقتها مشکلِ زندگی مشترک، نفرِ سوم نیست؛ مرزی است که با آن نفر سوم رعایت نشده.
وقتی رابطهی دونفره چندنفره میشود
شاید این صحنهها آشنا باشد:
- یک دعوا پیش میآید و تا صبح نشده، کل خانواده از جزئیاتش باخبرند.
- برای خرید خانه، بچهدار شدن یا حتی یک سفر، قبل از اینکه دونفری به تصمیم برسید، خانوادهها در جریانِ همهچیز قرار میگیرند.
کمکم رابطهای که قرار بود دو نفر برایش تصمیم بگیرند، چندین نفر در آن حق رأی پیدا میکنند.
مشکل خانوادهها نیستند
نه اینکه خانوادهها بد باشند، و نه اینکه نباید از آنها مشورت گرفت. مسئله این است که سپردنِ اختیار به خانواده با مشورت گرفتن از آنها فرق میکند.
- مشورت یعنی نظرشان را میشنوید، و تصمیم نهایی را شما دو نفر با هم میگیرید.
- دخالت یعنی تصمیم عملاً بیرون از رابطه گرفته میشود، و یکی از شما یا هر دو احساس میکنید صدایتان شنیده نمیشود.
قرار نیست خانوادهها را از زندگیتان حذف کنید. قرار است مرزِ بین محبت و دخالت را مشخص کنید.
چند قدم برای تعریف مرزها
- اول با هم توافق کنید. چه چیزهایی فقط بین خودتان میماند؟ دربارهی چه چیزهایی دوست دارید مشورت بگیرید؟
- هرکس با خانوادهی خودش صحبت کند. معمولاً مرز گذاشتن با خانوادهی خودت کمهزینهتر از این است که همسرت این کار را بکند.
- محبت را از تصمیم جدا کنید. میشود قدردانِ نگرانی و کمکِ خانواده بود و همچنان تصمیم را خودتان بگیرید.
حالا یک سؤال: برای تو مرز گذاشتن با خانوادهی خودت راحتتر است یا با خانوادهی همسرت؟
اگر این موضوع بارها بین شما تنش ایجاد کرده، زوجدرمانی میتواند فضای امنی باشد تا دونفری دربارهی این مرزها به توافق برسید.